شیوه برخورد امام زمان(عج)با مخالفان در زمان ظهور چگونه است؟ در زمان ظهور
حضرت مهدي(ع) عدهاي با او موافق و گروهي با او مخالف هستند. در ميان
مخالفان برخي پيش از ظهور با او دشمن بوده و بعضي پس از خروج و قيام او، در
برابرش ميايستند؛ اين دسته در زمان غيبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و
شيعيان او به شمار مي آيند ولي پس از آنكه ولي عصر(ع) نقاب غيبت كبرا از رخ
بركشيد، به علل و عواملي او را نپذيرفته و بدتر در مقابل او صفآرايي
ميكنند.
يكي از پرمخاطرهترين مراحل براي علاقهمندان و شيعيان صاحبالامر(ع)، زمان
و عصر ظهور حضرت(ع) است. زيرا عدم آشنايي به روش خاص و جديد حضرت ولي
عصر(ع) در ارائة اسلام از سويي و نيز نوع برخورد با باطل و شدت و سختگيري
امام از سوي ديگر؛ آزمايش بزرگي است كه اگر كسي در آن دچار تزلزل شود، ممكن
است اصل مسئله را نفي و انكار نمايد. به نظر ميرسد اينكه ائمه(ع) به
برگشت برخي از مؤمنان از امام زمان(ع) و اقبال و رويآوري غير مؤمنان به
ايشان در عصر ظهور خبر دادهاند ـ در بعضي موارد آن ـ ريشه در همين تحير و
شك و ترديد ـ كه منشأ آن عدم اطلاع و آگاهي از روش حضرت مهدي(ع) در زمان
ظهور است ـ دارد، از جمله حديث قابل تدبّر ذيل: «عبدالحميد ميگويد: كسي كه
از امام صادق(ع) شنيده بود به من خبر داد كه، حضرت فرمود: هنگامي كه
قائم(ع) خروج ميكند، خارج ميشود از اين امر [از اسلام يا تشيع يا ايمان
يا حداقل از قبول امام زمان(ع)] كسي كه خويش را از اهل حضرت ميديد [و فكر
ميكرد از ياران و از معتقدان راسخ به امام زمان(ع) است] و داخل ميشود در
اين امر [يعني در تبعيت از امام زمان و ولايت او] كسي كه مانند آفتابپرست و
ماهپرست است...».1
از اين روايت اسرار ديگري را نيز دربارة عصر ظهور ميتوان دريافت ولي حداقل
يكي از اسرار اين برگشت و آن روي آوري، روش خاص و جديد حضرت در ارائة
اسلام و برخورد با اهل باطل است كه متحيران، مضطربان و متزلزلان را از حضرت
برميگرداند.
به بيان ديگر، در زمان ظهور حضرت مهدي(ع) عدهاي با او موافق و گروهي با او
مخالف هستند. در ميان مخالفان برخي پيش از ظهور با او دشمن بوده و بعضي پس
از خروج و قيام او، در برابرش ميايستند؛ اين دسته در زمان غيبت حضرت جزء
موافقان و دوستداران و شيعيان او به شمار مي آيند ولي پس از آنكه ولي
عصر(ع) نقاب غيبت كبرا از رخ بركشيد، به علل و عواملي او را نپذيرفته و
بدتر در مقابل او صفآرايي ميكنند.
شمارش تمامي عوامل روگرداني اين گروه از حضرت در زمان غيبت در اين مختصر
نميگنجد، از اين رو به مهمترين آنها اشاره ميشود.
:: موضوعات مرتبط:
دانستنیهای مهدویت،
شبهات
ن : سرباز امام زمان عج
ت : یکشنبه سی ام بهمن 1390
|
|
 آغاز امامت حضرت مهدی (عج)
◘برای سلامتی و ظهور سرور و مولایمان حضرت مهدی (عج) صلوات ◘
ن : سرباز امام زمان عج
ت : پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390
|
|
نظر امام زمان (عج)درباره آیت الله وحید اصغرآقا در
نظر داشت که از صف ماشینها جدا شده، پس از پیمودن مسافتی دوباره به کاروان
ملحق شود و در جلوی کاروان قرار گیرد اما او نادانسته ماشین را منحرف کرد و
از کاروان جدا شد. من به خاطر سفرهای متمادی میدانستم که بیابانهای
عربستان بیسروته و بی انتهاست. لذا او را خیلی نصیحت کرده و اصرار نمودم
که از قافله جدا نشود و طبق ترتیب کاروان حرکت کند اما او گوش نکرد. حاجیان
دیگر هم سکوت کردند و با من همراهی نکردند. اشاره: آیتالله
شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی از سلسلة سعادتمندان و زمرة نیکبختانی است که
در سفر بیتالله پس از حادثهای هولناک به همراه جمعی از حاجیان و زائران
خانة خدا، موفق به دیدار جمال دلربای حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ
میشود.
حادثه از آن جا آغاز میشود که با اشتباه و غرور و حرف نشنوی
یکی از رانندگان به نام «اصغرآقا» اتوبوس حامل حجّاج در برهوت و بیابانهای
عربستان راه را گم میکند و پس از پیمودن مسافتی طولانی راه به جایی
نمیبرند. در این هنگام آب آشامیدنی و بنزین نیز به پایان رسیده و سرانجام
حاجیان ناامیدانه دل بر مرگ مینهند. به درخواست آیتالله نمازی، توسلی به
آستان فریادرس بیچارگان، امام زمان(ع) جسته میشود و این توسل و توجّه
کارساز میافتد و عنایت امام عصر(ع) از آنان دستگیری مینماید و حاجیان
نیمروز با حضرت بقیّةالله(ع) همسفر میشوند..
آیتالله
نمازی، انگیزه خود از نقل این تشرّف را شادی دل مؤمنان مشتاق به دیدار
امام عصر(ع) بیان داشته و میفرماید: «این تشرّف را برای تذّکر و عمل به
آیة «وذکّر فانّ الذکری تنفع المؤمنین» نقل میکنم و امیدوارم که این
تذکّر، موثر واقع شود و قلوب مؤمنان با استماع این حکایت، از محبّت به حضرت
بقیةالله سرشار گردد. این حقیر ناقابل مورد مرحمت حضرت حق ـ جلّ و علا ـ
واقع شدم و خداوند سعادت تشرّف به محضر حضرت مهدی(ع) را نصیبم کرد و حدود
نصف روز در خدمت آن حضرت بودیم و پس از این که غایب شدند، دانستیم که
ایشان، حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ بودهاند»1 لازم به یادآوری است که
جناب نمازی شاهرودی تشرّفات دیگری هم به محضر امام زمان(ع) داشتهاند که
طالبان میتوانند به کتاب مجالس حضرت مهدی مراجعه نمایند.
دامن این
مقدمه را بر میچینیم و خوشتر آن است که سرّ دلبران را از زبان خود ایشان
نه دیگران بشنویم. این شما و این سوغات سفر، و ارمغان راه.
دیـدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد
:: موضوعات مرتبط:
کرامات و معجزات حضرت مهدی(ع)
ن : سرباز امام زمان عج
ت : دوشنبه بیست و ششم دی 1390
|
|
طبق
عقيده شيعه امام زمان(عج) زنده است و بر روى كره زمين زندگى مى كند. پس قاعدتاً
مانند انسان هاى ديگر نيازهايى از قبيل خواب و غيره دارد. حال چگونه مى شود ايشان
در سرزمينى كه در آن شب فرا رسيده، خواب باشد امّا در طرف ديگر كره زمين شيعه اى يا
حتّى بخشى از امور عالم به ايشان محتاج باشد؟ (اين شبهه را مى توان براى پيامبر و
ائمّه نيز در زمان خود مطرح كرد.)
|
|
همه موجودات عالم امكان، آيات و
نشانه هاى حضرت حق اند. هر كدام به قدر وسعت وجودى خود اسما و صفات خداى سبحان را
نشان مى دهند. در آيينه وجودى هر موجودى مى توان جلال و جمال حضرت پروردگار را
مشاهده كرد: هر كه را حسنى بود آيينه دار روى او است.
بعضى موجودات آيت و
نشانه بودنشان بسيار محدود و ضعيف و بعضى ديگر بسيار گسترده و وسيع است. حضرات
معصومان(ع) چون واسطه فيض و رابطه عام غيب و شهودند، آيينه تمام نماى اسما و صفات
حضرت حق اند. در زيارت جامعه كبيره مى خوانى: «من والا كم فقد
و الى الله و من عاداكم فقد عادى الله؛ هر كه شما را دوست دارد، خدا را دوست
داشته و هر كه با شما دشمنى ورزد، با خدا دشمنى كرده است.»
همان گونه كه در
آيينه مى توان صورت اشيا را مشاهده كرد، در آيينه وجود معصوم(ع) مى توان جلوه اسما
و صفات خداوند متعال را نگريست. البته منظور از مشاهده حضرت حق رؤيت حسى و بصرى
نيست؛ زيرا پروردگار نه جسمانى است و نه محسوس. غرض اين است كه انسان كامل (معصوم)
جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است؛ آن هم به كامل ترين وجه. از اين رو، در هيچ
آيينه اى بهتر از آيينه انسان كامل نمى توان حق را مشاهده كرد.
بر اين اساس امام على(ع)
فرمود: «براى خداوند هيچ آيت و نشانه اى بزرگ تر از من نيست».ر. ك: نورالثقلين، ج 5، ص 491. و چون حضرات معصومان(ع)
نور واحدند - و به تعبير بلند زيارت جامعه كبيره «انّ ارواحكم
و نوركم و طينتكم واحدة؛ به درستى كه ارواح شما و نور و طينت شما يكى است.»
- اين حكم حضرت اميرالمؤمنين(ع) درباره بقيه حضرات معصومان(ع) نيز جارى است. از اين
رو، وجود تابناك و مقدس حضرت ولى عصر(ع) عظيم ترين آيت و نشانه پروردگار است.
شخصى براى ديدار با
امام باقر(ع) به خانه وى مراجعه كرد و پيش از اجازه ورود، به كار ناروا دست يازيد.
حضرت امام باقر(ع) از درون اتاق بر او بانگ زد و با سرزنش اجازه ورودش داد. مرد در
محضر امام عرضه داشت: به خدا سوگند، نظر گناه آلود نداشتم؛ تنها مى خواستم بر يقين
خود درباره علم و آگاهى شما بيفزايم. امام باقر(ع) پس از تصديق سخن او فرمود: آيا
مى پنداريد ديوارها، چنان كه مانع ديد شما است، از مشاهده ما نيز جلوگيرى مى كند؟!
اگر چنين باشد، تفاوتى ميان ما و شما نخواهد بود. آنگاه امام آن شخص را از تكرار
چنان عملى برحذر داشت. ر. ك: بحارالانوار، ج 46، ص 249، ح
40.
امام على(ع) فرمود:
دين و امام دو برادر و همتاى يكديگرند كه هيچ يك بدون ديگرى سامان نمى يابد. اسلام
پايه و اساس نظام حكومتى و امام پاسدار آن است. پس اگر اسلام نباشد، هرگونه بنيادى
از اساس ويران است و اگر اسلام باشد و نگاهبان و پاسدار نداشته باشد، ضايع و نابود
مى شود. از اين رو، وقتى واپسين حجت خدا و پاسدار دين، رحلت مى كند، اثرى از اسلام
باقى نمى ماند و آنگاه كه از اسلام اثرى نماند، بساط دنيا به كلى برچيده مى
شود. ر. ك: منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر،آيت اللَّه
صافى گلپايگانى ، ص 273.
امام، محورى است كه
حق در همه زمينه ها بر مدار او مى گردد و آن حق محورى كه درباره امام على(ع) آمده
است، وصف مشترك همه انبيا، اوليا و اهل بيت رسول خدا(ص) است. ر. ك: صورت و سيرت انسان در قرآن، آيت الله جوادى آملى، ص 368.
در مورد امام على(ع)
وارد شده است: «علىّ عمود الدّين؛ على ستون دين
است». ر. ك: كافى، ج 1، ص 294. اگر دين باقى
است، به دليل اين است كه ستون و عمود آن زنده است و هيچ گونه غفلت و سهو و فراموشى
بر آن وجود مبارك عارض نمى گردد؛ چرا كه اضطراب و تزلزل در عمود دين مساوى است با
درهم ريخته شدن شيرازه دين. در زيارت روز جمعه خطاب به امام زمان(ع) مى خوانيم:
«السلام عليك يا عين الحيوة؛ سلام بر تو اى چشمه حيات و
زندگى». آيا ممكن است چشمه حيات همه موجودات عالم امكان به خاطر غفلت و فراموشى
دچار خشكى گردد؟ و باز در زيارت روز جمعه مى خوانيم: «السلام
عليك يا عين الله فى خلقه؛ سلام بر تو اى ديده الاهى در ميان خلق». آيا ممكن
است ديده حضرت حق را خواب فرا گيرد؟! در نهايت مى گوييم:
حقيقت ائمه همان ارواح مطهر آنان است كه حقيقت هر انسانى به روح او است. پس كمالات
مطرح شده نيز به ارواح آن حضرات تعلق دارد. جسم مادى آن بزرگان به خواب مى رود؛ ولى
روح ارجمندشان بيدار است و به اشياى مختلف علم الاهى دارد. |
ن : سرباز امام زمان عج
ت : سه شنبه بیست و نهم آذر 1390
|
|
چرا غروب جمعه دلگیر است؟
در دعاي ندبه
وقتی جریان دعا به حضرت صاحب الزمان (ارواحنافداه) میرسد، چنین عبارتی
آمده است:
«یَاابْنَ مَنْ دَنَی فَتَدَلیَّ فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنَی
دُنّوا وَاْقتِرابا مِنَ اْلعَلِیِّ اْلاَعْلَی»(۱)
یعنی میخواهیم از جدایی امام عصر (سلام الله علیه) ناله کنیم و آرزوی
وصال داشته باشیم، این آخرین سخن انسان است، گویا کامل ترین مقامی است که
در مورد بنده وجود دارد.
در قرآن شریف نیز در باره معراج پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)
آمده است:
«ثُمَّ دَنَا فَتَدَلََّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی»(۲)
سپس نزدیک و نزدیکتر شد تا جایی که به اندازهی دو کمان یا نزدیکتر
شد.
این درخواست، مرتبهی بسیار بلندی است و به همه کس داده نمیشود، حتی
انبیای اولواالعزم اما میتوان به آن نزدیک شد.
حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) میفرماید:
خداوندا این نورانیت و بصیرت قلوب که اولیاء از تو خواستند و خواهش
نمودند که به نورانیت آن، واصل به تو شوند، چه بصیرتی است؟ بارالها، این
حجب نور که در لسان ائمهی معصومین (علیهم السلام) ما متداول است، چیست؟
این معدن عظمت و جلال و عزّ قدس و کمال چه چیزی است که غایت مقصد آن
بزرگواران است، و ما تا آخر از فهم علمی آن هم محرومیم، تا چه رسد به ذوق
آن و شهود آن؟ خداوندا، ما که بندگان سیه روی سیه روزگاریم، جز خور و خواب و
بغض و شهوت از چیز دیگر اطلاع نداریم و در فکر اطلاع هم نیستیم، تو خود
نظر لطفی به ما کن و ما را از این خواب بیدار و از این مستی هوشیار
فرما.(۳)
ما هنوز به این نور نرسیده ایم، امّا ائمهی معصومین (علیهم السلام)
بدان رسیده اند، با این حال، همین نور را نیز حجاب میدانند. در ادامه حضرت
امام (اعلی الله مقامه الشریف) میفرماید: «در هر صورت برای اهلش همین یک
حدیث کفایت میکند تمام عمر خود را صرف کنند برای تحصیل محبت الهی و اقبال
وجه الله».
اگر انسان ارتباط خود را با خدا قوی کند، خواهد دید که محجوب و محروم
نمیشود. برخی از نکات، بسیار عجیب است.

از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم:
علت این که عصرهای جمعه دل انسان
میگیرد و غمگین میشود چیست؟
فرمود:
«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضهی اعمال
انسانها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر میشوند. او قلب و مدار
وجود است.»
پس بیاییم ارتباط خود را قویتر کنیم و رفاقت داشته باشیم؛ آن هم با کسی
که بیش از همه به او محتاجیم و گردن ما حق دارد. امام عصر(عجّل الله تعالی
فرجه الشریف) از تمام انبیا و اوصیاءشان به جز پیامبر خاتم (صلوات الله
علیه و آله) و وصّی ایشان برترند. ایشان بهترین ارتباط را با خداوند دارند.
این لطفی از الطاف الهی است که ما از امت این پیامبر و این امام هستیم.در
روایات آمده است که انبیای گذشته اگر در جایی گرفتار میشدند به ائمهی
معصومین (علیهم السلام) متوسل میشدند، ولی ما با این که جزو امت ایشان
هستیم، این قدر عقب افتاده ایم. به راستی چرا باب الله را رها کردهایم؟
جمعه یعنى یک غزل
دلواپسى جمعه یعنى گریه هاى بى کسى
جمعه یعنى روح سبز انتظار جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراریهاى آب جمعه یعنى انتظار آفتاب
جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست جمعه خود ندبه گر دیداراوست
جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند از غم او بیدها مجنون شوند
جمعه یعنى یک کویر بى قرار از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتظار قطره اى باران عشق تا فرو شوید غم هجران عشق
جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل هق هق بارانى چنگ غزل
زخمه اى از جنس غم بر تار دل تا فرو شوید غم هجران دل
———————————-
۱٫ مفاتیح الجنان،دعاي ندبه
۲٫ نجم، آیه ۹
۳٫ شرح چهل حدیث،۴۳۲
منبع: وبلاگ آچارکشی سیاسیت
:: موضوعات مرتبط:
دانستنیهای مهدویت،
شبهات
ن : سرباز امام زمان عج
ت : یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390
|
|
آیا حضرت مهدی علیه السلام زن و فرزند دارند؟
از مجموع روايات سه احتمال درباره زن و فرزندان حضرت مهديعليه السلام به دست ميآيد: 1. اساساً حضرت مهديعليه السلام ازدواج نکرده است. 2. ازدواج انجام گرفته، ولي اولاد ندارد. 3. ازدواج کرده و داراي فرزنداني نيز هست. لازمه احتمال اوّل اين است که امام معصومعليه السلام، يکيازسنّتهاي مهماسلامي را ترک کرده باشد واين با شأن امام سازگار نيست. اما از طرفي چون مسأله غيبت مهمتراست وازدواج مهم؛ ازاينرو ترک ازدواج - با توجه به آن امر مهمتر - اشکالي ايجاد نميکند و گاهي براي مصلحتبالاتر، لازم و واجبنيز هست. براي تأييد اين قول ميتوان موارد ذيل را بيان کرد: 1. رواياتي حضرت خضررا بهعنوان کسي معرفي کرده که وحشت تنهايي حضرت مهدي عليه السلام را در دوران غيبت برطرف ميسازد و درحالي که آنحضرت زن و فرزند داشت، نيازي به او نبود. امام رضا عليه السلام فرمود: «خضر عليه السلام از آب حيات نوشيد و او زنده است... خداوند به واسطه او تنهايي قائم ما را در دوران غيبتش به انس تبديل کند و غربت و تنهايياش را با وصلت او مرتفع سازد». [1] . 2. در روايات فراواني از آن حضرت با القاب فريد (تک) و وحيد(تنها) ياد شده است و اين با زن و فرزند داشتن منافات دارد. [2] . 3. دستهاي از روايات، ملازمان حضرتش را در دوران غيبت تنها سي تن از ياران خاصّ آن حضرت ذکر کره است. امام صادقعليه السلام دراين بارهفرمود: «لابُدَّ لِصاحِبِ هَذَا الاَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ وَلابُدَّ لَهُ في غَيبَتِهِ مِنْ عُزلَةٍ و نِعمَ المَنزِلُ طَيْبَةُ وَ ما بِثَلاثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ». [3] .
اما احتمال دوم (پذيرش اصل ازدواج بدون داشتن اولاد) جمع ميکند بين انجام سنّت اسلامي و عدم انتشار مکان و موقعيت آن حضرت. اما اين اشکال هست که اگر قرار باشد، آن حضرت شخصي را به عنوان همسر برگزيند، يا بايد بگوييم که عمر او نيز مانند عمر حضرت طولاني است - که بر اين امر دليلي نداريم - يا اينکه بگوييم مدتي با آن حضرت زندگي کرده و از دنيا رفته است. در اين صورت، حضرت به سنّت ازدواج عمل کرده و پس از آن، تنها و بدون زن و فرزند زندگي را ادامه ميدهد. احتمال سوم آن است که آن حضرت ازدواج کرده و داراي اولاد نيز هست و آنان نيز فرزنداني دارند و... اين مسأله، افزون بر اينکه دليل محکمي ندارد، با اين اشکال اساسي روبهرو است که اين همه اولاد و اعقاب، بالاخره روزي در جست و جوي اصل خويش بر ميآيند و همين کنجکاوي و جست و جو، مشکل ساز است و با فلسفه غيبت حضرت مهدي عليه السلام نميسازد. برخي خواستهاند با تمسک به داستان «جزيره خضراء»، بگويند که امام عصرعليه السلام فرزنداني دارد و بر آن جزيره، زير نظر وي، جامعه نمونه و تمام عيار اسلامي را تشکيل دادهاند! لکن با بررسيهاي گستردهاي که انجام گرفته، جزيره خضراء، افسانهاي بيش نيست و هيچ واقعيت ندارد. (جزيره خضراء) علامه مجلسيرحمه الله اين داستان را جداگانه در نوادر بحارالانوار نقل کرده، مينويسد: «چون در کتابهاي معتبر بر آن دست نيافتم، آن را در فصلي جداگانه آوردم». [4] . شيخ آقا بزرگ تهراني اين داستان را داستاني تخيلي شمرده است. [5] . افزون بر اين، داستان به گونهاي است که نميتوان آن را پذيرفت! تناقضات فراوان، سخنان بياساس و... از اشکالات اساسي آن است و در سلسله سند آن، افراد ناشناختهاي وجود دارد که نميتوان بر آن اعتماد کرد، بنابراين، از اين راه نميتوان زن و اولادي براي حضرت مهديعليه السلام ثابت نمود.
[1] کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 385، ح 1. [2] همان، باب 26، ح 13. [3] الکافي، ج 1، ص 340، ح 16، کتاب الغيبة، ص 162؛ الغيبة، ص 188. [4] بحارالانوار، ج 52، ص 159. [5] الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 5، ص 108.
:: موضوعات مرتبط:
شبهات
ن : سرباز امام زمان عج
ت : پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390
|
|
امام حسین(ع) در کلام امام زمان (عج)
 از بهترين توصيفاتي که راجع به حضرت امام حسين (ع) شده، توصيفي است که
حضرت ولي عصر ارواحنا فداه راجع به آن حضرت کرده است؛ آنجا که در خطاب خود به جد
بزرگوارش امام حسين (ع) مي گويند:
«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً وً لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّه عَضُداً وَ
فِي الّاعَهِ مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ الميثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق
تَناوه تأوه المَجهُود طَوِيل الرُکُوع وَ السُّجُود زاهِداَ فِي الدُّنيا ژُهدَ
الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَين المُستَوحِشِينَ مِنها»
تو اي حسين! براي رسول خدا فرزند و براي قرآن سند و براي امت بازوئي بودي،
در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پيمان حافظ و مراقب بودي، از راه فاسقان سر بر
مي تافتي، آه مي کشيدي، آه آدمي که به رنج و زحمت افتاده، رکوع و سجود تو طولاني
بود، زاهد و پارساي در دنيا بودي، زهد و اعراض کسي که از دنيا رخت برکنده است، با
ديده ي وحشت زدگان بدان نگاه مي کردي.

در اين عبارات، بسيار جالب و روح افزا جدّ بزرگوار خود حسين (ع) را با ده
عنوان وصف کرده است:
1. امام حسين (ع)، فرزند سول خدا (ص) بود، او نواده ي پيامبر اکرم به شمار
مي رفت، و رسول خدا او را فرزند خويشتن مي
خواند.
2. او سند و پشتوانه ي قرآن بود. قرآن، با اتکاء به وجود مقدس امام حسين
(ع)، در جهان استقرار و گسترش يافت و هر آنچه را که قرآن کريم، در قالب الفاظ، بيان
فرموده در وجود مطهر حسين (ع) رؤيت و مشاهده مي شود.
3. آن حضرت بازوي امت بود، امت اسلامي با وجود حضرت حسين (ع) داراي بازويي
پر توان و قدرتمند بوده و هستند و به همين دليل مي توانند همه ي قدرتهاي ضد خدايي
را در هم بشکنند و نابود سازند.
4. امام حسين (ع) در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. دعا، نيايش،
ابتهال، نماز و مناجات شبانه ي وي در تاريخ، ضبط شده و خود مايه ي اعجاب آدمي است.
5. آن بزرگوار نگهدار عهد و ميثاق بود. عهد و پيمان با خداوند يا با مردم
را هرگز نقض نکرد و ثابت و استوار روي پيمان خويشتن مي ماند و وفا مي کرد.
6. او از راه و روش فاسقان و فاجران روي گردان بود. هرگز روي به آنان نياورد
و تمايل به سوي آنان نکرد و چطور ممکن است کسي که فناء في الله پيدا کرده به
مخالفان فرمان پروردگار روي بياورد و به آنان تمايل پيدا کند؟
7. امام حسين (ع) دردمندانه آه مي کشيد، چون ناله ي کسي که سخت به رنج و
زحمت افتاده و بار سنگيني از غصه و اندوه در دل دارد و در سينه اش جراحتي التيام
ناپذير است.
8. رکوع ها و سجودهاي طولاني داشت، مدت ها در حال رکوع و سجود مي ماند و
ذکر خدا مي کرد. به نظر مي رسد که اين جمله، رمز شوق عميق و ريشه دار آن بزرگوار
به معبود و محبوب حقيقي اش خداوند متعال است و چون از خلوت با خدا و انس به ذات لايزال
او لذت مي برد از اين رو سجده را که درست خلوت با خداست طول مي داده و احساس خستگي
نمي کرده اند.
9. سيدالشهداء (ع) نسبت به دنيا زاهد، بي رغبت و بي علاقه بود دنيا در نظر
مبارک و خدا بين آن حضرت، جلوه و جلا و فروغ و بهايي نداشت چنان از دنيا اعراض
کرده بود که گويا بکلي از آن برکنده شده و قدم در سراي ابدي و جهان آخرت گذاشته
است.
10. نظر امام حسين (ع) به دنيا نظر وحشت زدگان بود. آنجا که نظر ديگران
نظر خريداري و نگاه عاشقانه بود، نظر آن بزرگوار به دنيا نظر انسان وحشت زده بود و
نگاهش، نگاه دل بريدگان از آن، و بالاخره او از دنيا و زرق و برق آن در فرار بود
که اين چيزها در چشم انسان دريا دلي چون امام حسين (ع) کمترين فروغي ندارد.
:: موضوعات مرتبط:
دانستنیهای مهدویت
ن : سرباز امام زمان عج
ت : پنجشنبه هفدهم آذر 1390
|
|
در
پی شدت گرفتن بحرانهای جهانی و نیز ظلم و ستم فراوان به مسلمانان ـ و
بویژه شیعیان در بحرین، عربستان، آذربایجان و پاکستان تعدادی از طلاب حوزه
علمیه قم و نیز فعالان سایبری حزب الله، برنامهای تحت عنوان 40 روز دعا و
تضرع برای تعجیل در فرج را برنامهریزی کردهاند. این
برنامه که از «روایات 40 روز گریه بنی اسرائیل برای فرج و نجات از دست
فرعون» الگو گرفته است، از روز اول ذوالحجه آغاز و تا روز عاشورای امسال
ادامه خواهد داشت و میتواند به شکل فردی و یا در هیأتهای مذهبی انجام
شود. متن بیانیه این طلاب به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انا نشکو الیک... ضجه جهانی برای نجات بیا دمی بنشین زارزار گریه کنیم بیاکه که ازغم هجران یارگریه کنیم زسوز ناله بلبل بهار میآید بیا برای فراق بهار گریه کنیم به ندبه امت موسی گرفت حاجت خویش یک اربعین بنشین تا هزار گریه کنیم امام صادق علیه السلام فرمودند: «فلما
طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی الله اربعین صباحاً فاوحی
الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه سنة، هکذا
انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لم تکونو فان الامر ینتهی الی منتهاه» ؛ یعنی: «زمانی
که عذاب بنی اسرائیل طول کشید، آنان ضجه زدند و چهل صبح به درگاه خدا
گریستند و ضجه کردند. پس خداوند پس 170سال در فرج آنان تعجیل کرد و به موسی
و هارون وحی نمود که آنان را از فرعون خلاصی بخشند. هم چنین شما اگر چنین
کنید، خداوند فرج ما را می رساند و اگر مانند آنان نباشید، امر ظهور به
انتهای زمان معین خود میرسد». (تفسیر عیاشی جلد 2 صفحه 154) بنا
بر این دستور، 40 روز ضجه و گریه جهانی به درگاه خداوند میکنیم تا در
ظهور امام زمان(عج) تعجیل فرماید. برای وحدت رویه و از آنجا که دعای جمعی
اثر بیشتری دارد و در این روایت هم به آن تصریح شده است زمان این 40 روز از اول ذی الحجه تا روز عاشورا پیشنهاد میگردد. پس
بیایید همناله با شیعیان جهان ـ بویژه در بحرین، عراق، عربستان، یمن،
پاکستان، هندوستان، آذربایجان، سوریه و لبنان ـ با توجه به طول هجران و
غیبت مولایمان و شدت اضطرار خلق به سوی منجی الهی، به صورت فردی، خانوادگی و
هیئتی دست نیاز به سوی خداوند مجیب و قریب و مهربان برداریم. از
اعمالی که میتوان در این 40 صبح تضرع انجام داد "دعای فرج (عظم البلاء)"،
"زیارت عاشورا"، "دعای علقمه"، "دعای عهد"، "دعای ندبه" و نیز "روضه امام
حسین علیه السلام" است. با التماس دعای فرج توجه:
مساجد، تکایا، حسینیه ها و هیأتهای مذهبی در شهرهای مختلف کشور که اقدام
به برگزاری مراسم دعا و استغاثه در این 40 روز نمایند میتوانند با ارسال
آدرس و برنامههای خود به خبرگزاری ابنا (از طریق بخش کامنتها در ذیل همین
خبر) اقدام به اطلاع رسانی در این سایت نمایند.
ن : سرباز امام زمان عج
ت : چهارشنبه نهم آذر 1390
|
|
ن : سرباز امام زمان عج
ت : سه شنبه دوازدهم مهر 1390
|
|
مراحل سه گانه غیبت صغری
امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:
و انّ للقائم منّا غَیبتین، احداهُما اطولُ من الاخری، امّا الاولی فسِتّة ایّام، اوستّهُ اشهُرٍ، او سِتّة سنین. و امّا الاخری فیَطول اَمَدُها حتّی یَرجع عن هذا الأمر اکثرُ من یقول بِه، فَلا یَثبتُ عَلیه الا مَن قَوی یَقینهُ و صَحّت مَعرفتهُ و لم یجد فی نفسِه حَرجاً ممّا قَضَینا و سَلمَ لَنا اَهلَ البیت.
برای قائم ما دو غیبت است که یکی از آنها طولانیتر از دیگری است. غیبت اولی شش روز، شش ماه و شش سال است، ولی غیبت دیگری به قدری طولانی خواهد بود که بیشتر قائلین به آن از اعتقاد خود برمیگردند، در امامت او ثابت قدم نمیماند جز کسی که ایمانش قوی و معرفتش کامل باشد و در برابر داوریهای ما تردیدی به خود راه ندهد و در برابر ما کاملاً تسلیم باشد.» (1)
علامه مجلسی در شرح این حدیث میفرماید: شاید این حدیث اشاره به تحوّلات وضع آن حضرت در غیبت صغری باشد که در شش روز اول، منحصراً اهل بیت آن حضرت از ولادت آن مهر تابان آگاه بودند، و در شش ماه اول، خواص شیعیان و نزدیکان از آن مطلع شدند، و در شش سال اول غالب شیعیان از آن آگاه شدند و بعد از شش سال (بعد از رحلت امام حسن عسکری علیه السلام) خبر ولادت آن کعبه موعود در جهان اسلام منتشر شد.(2)
           
منبع:
(1)کمال الدین، ص 323.
2)) بحار الانوار، ج 51، ص 135.
:: موضوعات مرتبط:
دانستنیهای مهدویت
ن : سرباز امام زمان عج
ت : پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390
|
|
جــلـوه جـنـت به چـشم خـاکیان دارد بـقـیـع یــا صــفـای خـلــوت افــلاکـیــان دارد بـقـیـع مـی تـوان گـفت از گـلاب گـریـه اهـــل نـظر صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـیـع گـر چـه می تابد بر او خورشید سوزان حجاز از پـــر و بــال مــلائـک ســایـبـان دارد بـقـیـع قـرن ها بگـذشـته بر ایـن ماجـرا اما هــــنوز داغ هـجـده سـاله زهرای جوان دارد بـقـیـع خــفـتـه بـین مـنبـر و مـــحرابی امـا بـاز هم از تــو ای انســیه حــورا نشـان دارد بـقـیـع راز مــخفی بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت تابه کی مهر خموشی بر دهان دارد بـقـیـع شب که تنها میشود با خـلوت روحانی اش ای مـــدیـنـه انـتــظـار میــهمان دارد بـقـیـع شب که تاریک است و در بر روی مردم بسته است زائـری چــون مــهــدی صاحــب زمــان دارد بـقـیـع
:: موضوعات مرتبط:
دل نوشته ها....
ن : سرباز امام زمان عج
ت : چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390
|
|
ببخشيد! شما محبوب مرا نديدهايد؟
سلام.
خوبى؟
... خستهام از »خوبيم و جز دورى تو ملالى نيست«. خستهام از نامههاى
»اينجا هوا خوبست و ...« يا »خبرت دهم، اسماعيل دانشگاه قبول شد ...«
عادت
كردهايم كه بگوييم منتظريم. عادت كردهايم بعد از هر صلواتمان بگوييم:
»... وَ عَجِّل فَرَجَهُم« يا اينكه بعد از هر نماز دعاى فرج را بخوانيم.
حتى از روى عادت براى سلامتى امام زمان (عج) صلوات نذر مىكنيم. به
نبودنش، به نيامدنش، به انتظارمان عادت كردهايم.
آنقدر در اين
آخرالزمان در فتنه غرق شدهايم كه يادمان رفته مدينه فاضله يعنى چه؟ انگار
عادتمان شده كه هر روز، خبر يك قتل، يك تصادف مرگبار يا يك سرقت را
بشنويم. مثل اينكه اگر پنجشنبهها منتظر نباشيم، يكى از كارهاى
روزمرهمان را انجام ندادهايم. يا فكر مىكنيم اگر صبحهاى جمعه در مراسم
دعاى ندبه شركت نكنيم، از دوستانمان عقب ماندهايم. آخرين بارى كه صبح
جمعه بيدار شديم و از اينكه »او« نيامده بود، دلمان گرفت؛ كى بود؟ عزيزى
مىگفت: »خيلى وقتها منتظريم. منتظر تلفن كسى كه دوستش داريم، يا نامهاى
كه بايد مىرسيده و نرسيده؛ يا كسى كه بايد مىآمده. چندبار از اين دست
انتظارها براى آن كسى كه مدعى انتظارش هستيم، داشتهايم؟ ... يك جاى كار
مىلنگد.« راست مىگفت. يك جاى كار مىلنگد ...
چند روز قبل، مرد
نابينايى را ديدم كه كنار خيابان ايستاده بود. نه به ماشينهايى كه برايش
بوق مىزدند توجه مىكرد، نه به آدمهايى كه مدام به او تنه مىزدند. پسركى
كنارش ايستاد. زير گوش پيرمرد چيزى گفت و او سرش را به علامت جواب مثبت
تكان داد. و بعد، پسرك با نرمى زير بازوى پيرمرد را گرفت تا او را از
خيابان بگذراند. به وسط خيابان كه رسيده بودند، ديدم لبهاى پسرك مدام تكان
مىخورد و بر لبهاى پيرمرد هم لبخندى نشسته. خيابان شلوغ بود و چند
دقيقهاى طول كشيد تا از عرض آن گذشتند. و در اين مدت پيرمرد و پسرك جوان
با هم صحبت مىكردند و مىخنديدند. به سمت ديگر خيابان كه رسيدند، پيرمرد
دست پسر را از بازويش جدا كرد و به سرعت به سمت لبهايش برد و بوسيد ...
پسرك مات و مبهوت به پيرمرد كه عصازنان دور مىشد، خيره شده بود ...
ن : سرباز امام زمان عج
ت : سه شنبه چهارم مرداد 1390
|
|
ن : سرباز امام زمان عج
ت : یکشنبه بیست و ششم تیر 1390
|
|
ن : سرباز امام زمان عج
ت : شنبه بیست و پنجم تیر 1390
|
|
شعري از حضرت آيت الله العظمي خامنه اي تقديم به حضرت امام مهدي(عج) 
دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است جان را هواي از قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم
باري علاج شكر گريبان دريدن است شامم سيه تر است ز گيسوي سركشت
خورشيد من برآي كه وقت دميدن است سوي تو اين خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است بگرفت آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل دراين چمن كه سزاوار ديدن است با اهل درد شرح غم خود نمي كنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا
روزي (امين) سزا لب حسرت گزيدن است
:: موضوعات مرتبط:
اشعار مهدوی
ن : سرباز امام زمان عج
ت : شنبه بیست و پنجم تیر 1390
|
|
|