جان جهان در کلام دشمنان

امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند: شدیدتر از یتیمی که از پدرش جدا شده، یتیمی است که از امام خویش جدا گشته است و به او دسترسی ندارد و حکم او را در زمینه شرایع دینیاش که مورد نیاز اوست، نمیداند ...(1) (مستدرک وسائل، جلد 17، صفحه 317)
احمد بن عبیدالله بن خاقان که دشمنی سختی با امام علی (علیه السلام) و اولادشان داشت، متصدی املاک و خراج شهر قم بود. روزی در مجلسش از علویان و مذاهبشان سخن به میان آمد، او گفت من در سامره مردی از اولاد علی را از لحاظ رفتار و وقار و پاکدامنی و نجابت و بزرگواری در خانواده خودش و بنیهاشم، مانند حسن بن علی بن محمد، ابن الرضا ندیدم و نشناختم که خاندانش و بنیهاشم و سرلشکران و وزیران و همه مردم او را بر سالخوردگان و اشراف مقدم دارند.
من روزی بالای سر پدرم ایستاده بودم (و آن روزی بود که برای پذیرفتن مردم، مینشست). ناگهان دربانانش آمدند و گفتند: ابو محمد، ابن الرضا دم در است. پدرم به آواز بلند گفت: او را اجازه دهید. سپس مردی گندم گون، خوش اندام، نیکو رخسار، خوش پیکر، تازه جوان با جلالت و هیبت وارد شد. چون نگاه پدرم به او افتاد، برخاست و چند قدم استقبالش کرد، با آنکه گمان ندارم چنین کاری را نسبت به هیچ بنیهاشمی و سرلشکری بکند. چون به نزدیکش رسید، با او معانقه کرد و دستش را گرفت او را روی مسندی که خودش نشسته بود، نشانید و پهلوی او نشست و متوجه او شد و با او به سخن پرداخت و خود را قربان او میکرد. من از آنچه از پدرم میدیدم، در شگفت بودم...
پس از آنکه پدرم نماز عشاء را گزارد، آمدم و در برابر او نشستم و پس از آنکه از او اجازه گرفتم، گفتم: ای پدر! مردی که امروز صبح دیدم نسبت به او احترام و بزرگداشت و تعظیم نمودی و خود و پدر و مادرت را قربانش کردی، که بود؟ گفت: پسر جان، او امام رافضیان است، او حسن بن علی است که به ابن الرضا معروفست، آنگاه ساعتی سکوت کرد و سپس گفت: پسر جان! اگر امامت از خلفای بنی عباس جدا میشد، هیچکس از بنیهاشم جز او سزاوار آن نیست و او برای فضیلت، پاکدامنی، رفتار، خویشتنداری، پرهیزکاری، عبادت، اخلاق شریف و شایستگیش، سزاوار خلافت میباشد ...
غیبت یا حضور؟ مسئله این است!
غیبت یا حضور ؟ مسئله این است!

در تمامی آیین های بشری این باور وجود دارد که مصلحی ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و داد سرشار خواهد کرد اما شیعیان بر این باورند که این منجی حاضر و حی است و بر تمامی اسرار آگاه اما از دیدگان غایب است.
او در غیبت است تا صبر جهان از غیبت اش به سر آید و او را صدا زند تنها در چنین زمانی است که او خورشید روشنایی بخش بشریت طلوع خواهد کرد.
با وجود این باور هماره این سوال مطرح بوده است که اگر امام (ع) حاضر است پس چرا غایب است و چگونه می شود از امامی که از انظار غایب است سود جست و از وجود او تاثیر گرفت؟
در کلام معصوم آمده است وجود آن حضرت (ع) در زمان غیبت مانند خورشیدی است که ابرها بر نور آن سایه انداخته اند. (بحار الانوار، ج 53، ص 180).
تشبیه زیبای به کار رفته در حدیث نشان می دهد که وجود آن حضرت حتی در غیبت همچون خورشید در پس ابر همچنان بر وجود ما می تابد و جهانی را از نور خود روشن می کند. آری این خورشید است که نور روشنایی اش را بر همه چیز و همه کس بدون چشم داشتی افروخته است.